سلام سهم کسی مانند من که حرف زدن بلد نیست.
با من از من که گاهی گم می شود در یاد باران بی هنگام. حرف بزن...
اخر بخواه برای من. در یاد دایم مرگ. هوای انگونه دوست داشتنی...
با من از یاد که از خاطر کسی جدا نمی شود سخن بگو.
با من از عطر اقاقیای مرگ. از هی هوای بی کسی ...
هی هوای یاد سلام که می پیچد در جان جوانه دیدار . سخن بگو.
این است برای من خواهرترین تبسمی که بر سر مزارم به دیگران سلام می فرستد.
بر خيز ....
سلام خواهر ترين كلمه سلام...
مهربانی طعم فهم عاشقی است. نوش جانتان یاران سلام این بند ه ی خدای الرحمن.
من درس علاقه میگیرم از همراهی تان.
پایدار بمانید و ارام جان به شکر لبخند باران یاد...
اینک با من از شکوفه درد سخن بگو. تا در هرم عشقی جگر اور
خویش را برای همیشه از یاد ببرم
دیری است از سمت باران .نوای خوش رویش می اید.
مبارک بادای سلام بادا..
من از خویش انقدر دلم شکست که چند روزی است در تنور تنبیه نگفتن از مرگ خفته ام.
بدا به حال من که جاهلم به حال سلام.
بدا که نمی دانم گل یعنی کدام کلام از مهربانی.
سلام
کسی بود عین پریدن از جغرافیای هوس..
از کوچه تنها و بی سلام دلش گرفت.
پر گشود و رفت....
...و من ماند و ....
مرا یارای اجابت نکردن بانگ یاران جان نیست.
به یاران جانم که عزیزند همه می گویم:سلام
با من از تکرار زمزمه درد بگو تا شکوفایی درک....
با من از صبر بگو . از سکوت پیامبران که تکاوران سرزمین ارامشند.
با من از روزی سخن بگو که دیگر هیچ ....
دیر امدم اما تیمار دار بنفشه دل کوچک پرستوی بال شکسته ای بودم که از زمستان ترسیده بود.
دیر امدم و اینک نماز سلامم نذر چشمان مهر بانتان.
سلام
بگو که لبخند درد. درک صبح صادق راستگویی است . گر چه خفاش شب پرست . شب را تمام
زندگی تعبیر کند.
با من در خجسته دمان ذکر یا علی. بخوان به نام خدای جبار و منتقم.
یا جبار...
دل این روستایی گرفتار عشق از دروغ گرفته است و از یاران جانی که زشتی دروغ و دروغگویی را
نمی شناسند.
مرا به من ببخش. و رهایم کن از چنگال جهل تا عمله نظام فریب نباشم.
مرا ببخش که در گفتن سلام انقدر حقیرم که شکوفه ای از تبسم ایمانم. به وجد نمی اید و قلبی
به صداقت جان دادنم در گفتن راستگویی. به تپش نمی افتد.
مرا ببخش و رهایم کن از عفن دروغ.
در خلوت با خود و در سکر تحقیق با خویش گفتم در این ایام همان به که گرد تشکیک به چشم نازنین
معرفت نپاشم و حریر محبت را به حرارت جانگداز نقد نسوزانم.
از این رو در وعده سلام این روستایی اگر تا خیر افتاد .پوزش...
...و اما حکایت تحقیق...
دنیا شناسی از دیدگاه علی (ع). که بماند.
از دیر بازترین اعتقاداتم بود که عدالت یک ارزش اخلاقی نیست. بلکه اخلاق با همه عظمتش بندی
زلف زلزله اسای عدالت است.واما ادب ..
انکه ادب می ورزد از ساده ترین راه عدالت را در اغوش می گیرد. لذا با همه یاران جان که جانشان با
زلف سلام گره خورده است می خوانم از رعایت ادب.
وبه سیمای سیمین روی سلام.
نوشانوش طرب باد انکه در قیامت عشق . همیشه در لحظه بی مرگ سلام است.
دل انگاه دیگر جایگاه رفیع سلام نیست که ادمی جا مانده باشد از شور و شیدایی عشق...
تا مرا دید . دیده باشد انگار همبازی سخت کودنی را...
خنده اش گرفت...
و من در شکوه لبخند کودکی بازیگوش. خواندم ملاحت نمکین سلام را...
جانم فدای باران ریزی لبخند باشکوه سلام....
خوشا به لبخندی که به معجزه بودنش ایمان دارد.
سلام.
خوشا ان قلب استواری که در کشاکش چنین هنگامه ای بگوید سلام و مومنانه
لبخند تسلیم بر لبان بندگی اش . نغمه خوانی کند.
سلام خسته از روح خسته می اید.
چه این روزها کودکی را می مانم که ایستاده رو به اسمان گریه می کند و همه را ....
چقدر دلم برای عطر نمور کو چه دلتنگی . دلتنگ است....
سلسله موی دوست حلقه دام بلاست....
ایا کسی این روزها پرستوی خسته ای را ندیده است؟
ایا ....
ابی باران با شکوه: سلام.
هر که به جز عاشقان ماهی بی اب دان مرده و پژمرده است گر چه بود او وزیر




